وهابیت

 
دعایی برای آمرزش گناهان 40 ساله !
نویسنده : pooya andish - ساعت ۱۱:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٠
 

 

دعایی برای آمرزش گناهان 40 ساله !

 

 


 

دعا و زیارت، یکی از ذخایر گران بهای مسلمانان، به ویژه شیعیان بوده و از معارف عمیق و با ارزشی برخوردار است; به طوری که از دعا به قرن صاعد تعبیر شده است. دعاها و زیارت‌های مأثور، دارای مطالب گوناگون و متنوّع در زمینه‌های اعتقادی، اخلاقی، اجتماعی و سیاسی است; به خصوص دعاهایی که در بعضی از مقاطع تاریخی، از برخی ائمه اطهار(علیهم السلام)نقل شده و در وضعیت اجتماعی و سیاسی ویژه‌ای صادر گردیده، دارای مضامین عمیق و با محتوایی است.

 


 

امام سجاد (ع)

دعاهای امام سجاد، زین‌العابدین(علیه‌السلام) ، از جمله این دعاها است. دعاهای ویژه ماه مبارک رمضان در میان ادعیه ما از امتیاز خاصی برخوردارند. از آنجا که ماه رمضان، ماه رحمت، برکت و مغفرت است، درهای رحمت الهی در این ماه به روی بندگان باز بوده و بهترین فرصت برای استفاده از برکات معنوی است و به مردم سفارش شده که بیشترین استفاده را از این ماه کرده و لحظه‌های با ارزش ن را از دست ندهند.

درخواست‌هایی که در این دعاها به درگاه الهی عرضه شده، با ارزش‌ترین و ضروری‌ترین نیازها و خواسته‌های مردم است که از زبان بهترین بندگان خدا و برترین انسان‌ها صادر گردیده است.

از راه‌های شناخت مهم‌ترین مسائل انسان، که با سرنوشت و سعادت او پیوند دارد، مراجعه به ادعیه است.

 

حج در ماه رمضان

دقت در دعاهایی که در ماه رمضان وارد شده، این واقعیت را نشان می‌دهد که حج و زیارت خانه خدا، از خواسته‌های مهم پیشوایان معصوم ما بوده که از رهگذر دعا از خود به یادگار گذاشته‌اند.

فَعَنِ الصّادِقِ علیه‌السلام : اَنَّهُ مَنْ لَمْ یُغْفَرْ لَهُ فی شَهْرِ رَمَضانَ لَمْ یُغْفَرْ لَهُ اِلی قابِلٍ اِلاّ اَنْ یَشْهَدَ عَرَفَةَ ؛ امام صادق علیه‌السلام فرمود: هر که در ماه رمضان مرزیده نشود ، تا سال ینده مرزیده نشود مگر اینکه در عرفات حاضر شود

 

 

 

دعای هر شب ماه رمضان

ابن ابی عمیر از یکی از خاندان رسول خدا(صلی الله علیه و آله) نقل کرده، کسی که این دعا را در شب اول ماه رمضان بخواند، گناهان چهل ساله اش آمرزیده می‌شود. در این دعا تنها سه درخواست مطرح است: درود بر محمد و آل محمد، حج خانه خدا در هر سال و بخشش گناهان.

 

 

متن دعا چنین است:

 اَللّهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمَضانَ                                   خدایا ای پروردگار ماه رمضان

الَّذی اَنْزَلْتَ فیهِ الْقُرْنَ                                     که در ن قرن را فرستادی

وَافْتَرَضْتَ علی عِبادِکَ فیهِ الصِّیامَ                    وبر بندگان روزه را در این ماه واجب کردی

صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ لِ مُحَمَّدٍ                              درود فرست بر محمد و ل محمد

وَارْزُقْنی حَجَّ بَیْتِکَ الْحَرامِ                                و روزیم گردان حج خانه محترم خود کعبه را

فی عامی هذا وَ فی کُلِّ عامٍ                          در این سال و در هر سال

وَاغْفِرْ لی تِلْکَ الذُّنُوبَ الْعِظامَ                          و بیامرز برایم این گناهان بزرگ را

فَاِنَّهُ لا یَغْفِرُها غَیْرُکَ                                       که به راستی نیامرزد ن‌ها را جز تو

یا رَحْمنُ یا عَلاّمُ                                             ای بخشاینده و ای بسیار دانا

 

ماه رمضان

شرط ‌هایی برای بهره برداری از ماه رمضان

فَعَنِ الصّادِقِ علیه‌السلام: اَنَّهُ مَنْ لَمْ یُغْفَرْ لَهُ فی شَهْرِ رَمَضانَ لَمْ یُغْفَرْ لَهُ اِلی قابِلٍ اِلاّ اَنْ یَشْهَدَ عَرَفَةَ ؛ امام صادق علیه‌السلام فرمود: هر کس در ماه رمضان آمرزیده نشود ، تا سال ینده مرزیده نشود مگر اینکه در عرفات حاضر شود .

و روایت شده از جابر بن یزید از حضرت امام محمد باقر (علیه‌السلام) که حضرت رسول (صَلَّی اللَّهِ عَلِیهِ وَ آله) به جابر بن عبدالله فرمود : ای جابر این ماه رمضان است ، هر که روزه بدارد روز ن را و بایستد به عبادت پاره‌ای از شبش را و باز دارد از حرام شکم و فَرْج خود را و نگاه دارد زبان خود را ، بیرون رود از گناهان خود مثل بیرون رفتن او از ماه. جابر گفت یا رسول اللّه چه نیکو است این حدیث که فرمودی، فرمود: ای جابر چقدر سخت است این شرط‌هایی که نمودم و بالجمله اعمال این ماه شریف .

فرآوری : زهرا اجلال

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان


 
comment نظرات ()
 
 
وهابیت ضد مهدویت
نویسنده : pooya andish - ساعت ٢:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٠
 

حجت‌الاسلام والمسلمین سیدمحمد حسینی‌قزوینی، چهارشنبه شب در سلسله نشست‌های مهدویت که در شبستان امام خمینی رحمة‌الله‌علیه  حرم حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها برگزار شد، اظهار داشت: «امروز موضوع مهدویت در سطح جهانی به عنوان موضوع اساسی مطرح است و پژوهشگران، دانشمندان و سیاستمداران توجه ویژه‌ای نسبت به این مسئله دارند.»

وی با بیان اینکه بحث مهدویت ویژه شیعیان نیست، افزود: «این فرهنگ نه تنها فرامذهبی بلکه فرادینی است و هر دینی از ادیان ابراهیمی و هر پیامبری از نسل ابراهیم به پیروانش بشارت آمدن ولی عصرعجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف را داده است.»

رئیس موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصرعجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف اضافه کرد: «هیچ آئین و دینی پیدا نمی‌شود که در آن موضوع مصلح کل مطرح نباشد و نه تنها ادیان ابراهیمی، بلکه در تاریخ کشورهای بزرگ و تاریخ‌سازان جهان مانند ایران باستان، چین و هند نیز یکی از اساسی‌ترین فرهنگ‌ها، بشارت آمدن منجی است.»

حسینی‌قزوینی با بیان اینکه موعودگرایی در نیم قرن اخیر با یک رویکرد ویژه‌ای در عرصه سیاست جهانی مطرح شده است، افزود: «حتی برخی مرتازان هندی نیز پیش‌بینی کرده‌اند که در آینده‌ای نه چندان دور فردی در خاورمیانه از کشور عربستان ظهور خواهد کرد که مجهز به مدرن‌ترین تجهیزات نظامی روز دنیاست و ابرقدرت‌های شرق و غرب را در هم خواهد کوبید.»

وی با اشاره به اینکه همین پیش‌گویی‌ها امروز ابرقدرت‌ها را بر آن داشت تا در خاورمیانه حضور فعال نظامی و سیاسی داشته باشند، گفت: «انگیزه اصلی حضور استکبار در منطقه ترس و وحشتی است که از ظهور مهدویت در خاورمیانه دارد.»

وی افزود: «همانطور که فرعون به خاطر ترس از دست‌دادن حکومت خود هزاران کودک را قتل عام کرد، غافل از آنکه حضرت موسی علیه السلام در خانه و آغوش خودش بزرگ شد، استکبار نیز نمی‌تواند کوچک‌ترین تاثیری در ظهور منجی داشته باشد.»

حسینی‌قزوینی با بیان اینکه امروز دو خطر جدی پیش روی مهدویت است، افزود: «فرقه‌های ضاله با تمام توان شبهاتی را طراحی و در رسانه‌های صوتی و تصویری و سایبری منتشر می‌کنند تا بتوانند مردم به ویژه جوانان را نسبت به مهدویت بدبین کنند.»

وی استکبار جهانی به رهبری آمریکا را نخستین خطر پیش روی مهدویت برشمرد و تصریح کرد: «طبق سخن متفکران غربی امروز تنها تمدنی که سیاستمداران آمریکایی بر روی آن تمرکز می‌کنند، تمدن اسلامی است.»

استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: «آمریکا از تمدن اسلامی به رهبری کشورهای عربی احساس خطر زیادی نمی‌کند، زیرا با تهدید و یا با تدبیر می‌تواند این تمدن‌ها را زیر سلطه پرچم خود ببرد.»

وی اضافه کرد: «متفکران غربی معتقدند که تنها تمدن و فرهنگی که خطر جدی برای آمریکاست و باید فکری برای آن اندیشید، فرهنگ و تمدن اسلامی به رهبری جمهوری اسلامی با فرهنگ 12 امام است.»


وی با اشاره به تلاش بیهوده استکبار برای جدایی مسلمانان از مهدویت گفت: «آنها با انواع حیله، توطئه، شبیخون‍زدن‌ها و اجیرکردن افکار مسموم و آلوده درصدد اجرای طرح‌های انحرافی خود هستند.»

رئیس موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصرعجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف اضافه کرد: «برخی اپوزیسیون‌ها و ورشکستگان سیاسی با تشویق آمریکا مخالفت صریح خود را با فرهنگ مهدویت اعلام می‌کنند.»

وی ادامه داد: «"اکبر گنجی" یکی از این افراد است که با وجود سوابق فرهنگی و اطلاعاتی و خدماتی که در ایران داشته و روزی سنگ مذهب را به سینه می‌زد، امروز به گونه‌ای از مهدویت صحبت می‌کند و مهدویت را مبحثی دروغ می‌پندارد و آن را زیر سوال می‌برد که چنین حرف‌ها را حتی از دشمنان هم نشنیده بودیم که از او شنیدیم.»

وی با بیان اینکه احساس خطری از سوی استکبار پیرامون مهدویت نداریم، افزود: «چهره استکبار به خوبی در نزد مسلمانان شناخته شده و آنها جایی در جامعه شیعی ندارند و هر جبهه‌ای که در برابر مهدویت قرار بگیرند، جوانان نسبت به فرهنگ مهدویت محکم‌تر می‌شوند.»

به گفته حسینی‌قزوینی امروز فرهنگ اهل بیت علیهم السلام در دل و جان مردم نفوذ کرده است و این مسئله برای وهابیت قابل تحمل نیست.

وی تصریح کرد: «وهابیت به عنوان ابزار دست استکبار جهانی، دومین خطر پیش روی فرهنگ مهدویت است و امروز وهابیت ارتباط تنگاتنگ با صهیونیزم دارد و همواره از جانب آنها حمایت می‌شود.»

این استاد حوزه علمیه افزود: «چهره واقعی وهابیت رو شده است و دنیا متوجه شده است که دست وهابیون در دست صهیونیسم بین‌الملل است.»

رئیس موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصرعجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف با بیان اینکه در عصر حاضر اقدامات وهابیت علیه شیعه در طول تاریخ بی‌سابقه است، افزود: «وهابیت شبانه‌روز علیه شیعه و مهدویت سم‌پاشی می‌کند، به طوری که بیش از چهار هزار سایت در فضای سایبری و 300 ماهواره برای شبهه‌افکنی در خصوص مهدویت در اختیار وهابیت است.»

وی اظهار داشت: «وهابیت از نقطه‌نظر نقد و دفاع علمی از فرقه و روش خود به اندازه‌ای ضعیف است که کارشناسان و حتی جوانان ایرانی به راحتی این گروه را در فضای اینترنت و رسانه به چالش می‌کشند و وهابیون تنها به طرح میلیون‌ها تهمت و سخنان ضددین و سنت علیه شیعه و مهدویت بسنده می‌کنند.»

به گفته وی وهابیت از نظر سرمایه علمی در رتبه زیرصفر قرار دارد و اگر جوان دانشجو، الفبای فرهنگ شیعه را به خوبی فراگیرد، از عهده بالاترین مقام علمی و مذهبی وهابیت برمی‌آید.

استاد حوزه و دانشگاه اضافه کرد: «هیچ برنامه‌ای از رسانه‌های جهان پخش نمی‌شود مگر اینکه در آنها اعتراض و نقدی نسبت به موضوع مهدویت باشد.»

منبع: ایسنا


 
comment نظرات ()
 
 
رد استدلالات طولانی یک وهابی با دو جمله!
نویسنده : pooya andish - ساعت ٢:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٦
 

داستان سرتیپ قریب با شیخ وهابى‏

در اینجا مناسب است داستانى را که از حضرت استادمان: آیة الله فقید: فقید العلم و العرفان علّامه طباطبائى رضوان الله علیه ذکر شده است نقل کنیم، و با بیان آن داستان مطلب را خاتمه دهیم:
شاید قریب به پانزده سال قبل، [1] ایشان نقل کردند که: چندى پیش، روزى سر تیپ قریب که به نزد ما آمده بود؛ بالمناسبة قضیّه‏اى را ذکر کرد، که بسیار مُعْجب و سُرُور آور است.
او گفت: در سالى که من به حجّ بیت الله الحرام مشرّف شدم، از طریق شام، آن هم با کشتى بود تا به جدّه رسیدیم؛ کشتى بیش از یک هفته بر روى آب بود؛ و در آنجا رفقا و دوستان من که غالباً هم طراز و رفیق من بودند؛ براى یاد گرفتن أعمال و مناسک حجّ، وقت فارغ و مکان آرامى را داشتند.
شیخى در کشتى بود که او هم عازم حجّ بود؛ تنها بود؛ و پیوسته مراقب و ساکت و به حال خود مشغول.
ما روزهاى اوّل ساعتى نزد او مى‏رفتیم؛ و از مسائل مورد نیاز مى‏پرسیدیم؛ و در روزهاى بعد بیشتر، تا جائیکه از او تقاضا کردیم که: در نزد ما بیاید؛ و با ما هم غذا شود؛ تا ما از وجود او بیشتر بهره‏مند گردیم؛ او هم قبول نمود؛ و نزد ما آمد؛ و در حقیقت بر رفقاى همسفرى ما یکنفر اضافه شد.
به مدینه منورّه رسیدیم؛ و دیگر هر جا مى‏رفتیم، همه با هم بودیم؛ و شیخ هم با ما بود؛ و از وجود او بسیار بهره‏مند و خوشحال بودیم؛ مردى خلیق و آرام و متفکّر و صَبُور و دانشمند بود.

یک روز در معیّت شیخ، همه با هم براى دیدار کتابخانه معروف مدینه رفتیم؛ رئیس و عالم کتابخانه، پیرمردى نابینا بود، که شیخ و عالم و وهّابى مذهب بود. ما همگى نشستیم؛ و آن عالم سُنّى، با ما از هر جا سخن مى‏گفت؛ و چون فهمیده بود که ما ایرانى و جعفرى مذهب هستیم، از هر طرف در ردّ شیعه، و توبیخ، و توهین، و

اهانت و نسبت شرک، و یهودیّت، و مجوسیّت، خوددارى نمى‏کرد؛ از اصول گرفته تا فروع همه را به باد انتقاد گرفته؛ و با عصبانیّت روایت مى‏خواند، و توجیه مى‏کرد، و آیات قرآن مى‏خواند، و معنى مى‏نمود؛ و همه ما را با آنها محکوم نموده و نتیجه مى‏گرفت؛ که ما اصولًا مُسَلمان نیستیم؛ و نماز نمى‏خوانیم؛ و روزه نمى‏گیریم؛ و حجّ ما براى تماشا و جهانگردى است؛ نه براى عبادت؛ و ما که در نماز سر بر تربت إمام حسین میگذاریم. این یک نحو بت‏پرستى است؛ زیارت اهل قبور، و طواف در دور مشاهد مشرّفه و بوسیدن ضریح و درها، همه و همه مرده‏پرستى است و شرک است‏
. وهابیّه تنها معانى ظاهرى آیات قرآن را مى‏فهمد
مى گفت: شیعه قرآن را نمى‏داند و نمى‏خواند؛ و معانى را تأویل مى‏کند؛ این خراب کردن قرآن است؛ قرآن را باید روى معناى ظاهر معنى کرد؛ و اصولًا نباید معنى کرد؛ و فقط به ظاهر باید اکتفا نمود.
معناى اللَهُ نُورُ السَّمَوَاتِ وَ الْأرْضِ (آیه 35 از سوره 24: نور) «خداوند نور آسمانها و زمین است» مراد همین نور ظاهرى است.
شیعه مى‏گوید، و در تفسیر خود مى‏نویسد: مراد از نورْ حقیقت است؛ این تفسیر به رأى و حرام است.
شیعه مى‏گوید مقصود این است که: خدا نور دهنده آسمانها و زمین است؛ این خلاف ظاهر است.
قرآن صریحاً مى‏گوید: وَ جَاءَ رَبُّکَ «خدا مى‏آید»؛ شیعه مى‏گوید: منظور این است که وَ جزاءَ أَمْرُ رَبُّکَ، «أمر خدا مى‏آید» این معنى غلط است.
بالأخره مدّتى مفصّل، در این باره بحث کرد؛ و این شیخ همراه ما هم ساکت بود؛ و چیزى نمى‏گفت.
ما هم همه کسل شدیم؛ و ناراحت؛ که چرا شیخ ما جواب نمى‏دهد؟!

ادامه متن:

 این شیخ ما که تا به حال این طور نبود؛ به نظر ما مرد دانشمندى بود، چرا اینجا محکوم شد؟ و حتّى بعضى از ما مى‏خواستیم بر آن شیخ وهّابى پرخاش کنیم؛ و بگوییم: این گفتار شما تُهمت است؛ و غلط است؛ و آیه نور و جَاءَ رَبُّکَ را این طور معنى کردن، معنایش جسمیّت خداست؛ و این غلط است، قرآن را باید از أهلش آموخت؛ نه از

اجنبىّ، أهل قرآن رسول الله و أهل بیت او است؛ نه افرادى مانند شما که این طور تفسیر مى‏کنند؛ و این گونه مى‏فهمند.
ولى أوّلًا درست به زبان عَرَب وارد نبودیم؛ و ثانیاً از شیخ خودمان که عالمى جلیل و بزرگوار بود ملاحظه مى‏کردیم، که با وجود او سخن گفتن ما غلط است؛ و تصمیم گرفتیم که چون بیرون آئیم؛ دیگر با شیخ خودمان رفاقت نکنیم.
خلاصه آن شیخ وَهَّابى، آن قدر إطاله سخن داد تا خسته شد؛ و دهانش کف کرده بود؛ و شیخ ما هم آرام گوش مى‏داد؛ و حتّى یک جمله هم چیزى نگفت.
در این حال که او سخنانش را به پایان رسانید؛ شیخ ما رو به او کرد و گفت: لابّد این همه شما خود را عصبانى مى‏کنید؛ و زحمت مى‏کشید؛ و از ساحت قرآن و پیغمبر اسلام دفاع مى‏کنید؛ براى این جهت است که در روز قیامت به خدمت پیغمبر مشرّف گردید! و او را زیارت کنید! و اعمال شما مَقبول و مَشکور واقع شود؟!
شیخ وَهَّابى گفت: آرى! آرى!
شیخ ما گفت: ولى من متأسّفم که: شما روز قیامت، رسول الله را أبداً نخواهید دید!
شیخ وهّابى با حال عصبانیّت گفت: به چه جهت؟! به چه علّت؟!
شیخ ما گفت: براى این که شما کور هستید! و طبق گفتار قرآنى که خودتان از آن دفاع مى‏کنید؛ بنا بر تفسیر و معنائیکه خودتان مى‏فرمائید: کسى که در این جهان کور باشد، در آن جهان هم کور است و گمراه: وَ مَنْ کَانَ فِى هَذِهِ أعْمَى فَهُوَ فِى الْآخِرَة أعْمَى وَ أَضَلُّ سَبِیلًا. (آیه 72، از سوره 17: إسراء).
و خودتان مى‏فرمائید که: وَ مَنْ لَمْ یَجْعَلِ اللَهُ لَهُ نُورًا فَمَا لَهُ مِنْ نُور (آیه 40، از سوره 24: نور).
 «و کسى که خداوند براى او این نور ظاهرى را قرار نداده باشد؛ او هیچوقت نور ندارد».
و بنابراین شما که کورید! در آخرت هم کورید و گمراه! و نور ندارید! فلهذا پیغمبر خدا را أبداً نخواهید دید!
این جمله را شیخ ما گفت و دیگر چیزى نگفت.
شیخ وهّابى چنان مضطرب و مشوّش شد؛ و چنان ناراحت و بى تاب شد که گوئى مانند مرغ سر بریده‏اى بر خود مى‏پیچید؛ و دیگر چیزى نگفت؛ و سکوت محض اختیار کرد؛ و هى با خود غرّش مى‏کرد؛ و بدنش را تکان مى‏داد.

از این جمله شیخ خودمان، ما آنقدر مسرور و مبتهج شدیم که در پوست نمى‏گنجیدیم؛ برخاستیم و برگشتیم و در راه دائماً شیخ را مى‏بوسیدیم؛ و بعضى از دوستان ما بى اختیار مى‏خواست شیخ را در حین عبور از خیابان و کوچه در آغوش بگیرد، و بغل کند؛ و به او گفتیم: تو از شدّت سکوت خود، ما را خسته کردى و گفتیم: مُفحَم و محکوم شده‏اى! ولى تنها و تنها فقطّ با این یک جمله ات، تمام سخنان طویل و عریض او را باطل کردى. جَزَاکَ اللَهُ عَنِ الْإسْلَامِ وَ الْقُرآنِ خَیْراً.


 [1] تاریخ کتابت این داستان، عید فطر سنه 1403، هجریه قمریه است و بنابراین حدود پانزده سال قبل، در حدود سنه 1388 هجریّه قمریّه مى‏باشد.

منبع: کتاب امام شناسی، ج 5، ص 174.


 
comment نظرات ()
 
 
توطئه ی یهود برای شیعیان
نویسنده : pooya andish - ساعت ٥:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٥
 

کد خبر : 97710 تاریخ : 27/11/1389 ساعت : 17:38:0



فتنه جدید یا جریان مدّعی یمانی

خبرگزاری رسا ـ متن کامل کتابچه « فتنه جدید یا جریان مدّعی یمانی» که در راستای مقابله با مدعیان دروغین مهدویت در اهواز منتشر شده است، برای استفاده عموم مخاطبان باز نشر می شود.


به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا در اهواز، اخیراً اشخاصی به تبلیغ یکی از جریان های مدّعی مهدویّت به نام احمد الحسن یمانی در برخی مناطق کشور مشغول شده اند؛ از این رو  پرسش هایی برای برخی از مؤمنان ایجاد شده که اصل این جریان چیست و مؤمنان در برابر این گونه جریانات چه تکلیفی دارند؟ کتابچه « فتنه جدید یا جریان مدّعی یمانی» به همین موضوع پرداخته است که در زیر متن کامل آن آمده است:

مقدمه

اخیراً اشخاصی به تبلیغ یکی از جریان های مدّعی مهدویّت به نام احمد الحسن یمانی در برخی مناطق مشغول شده اند؛ لذا این سوال‌ها برای برخی از مؤمنان ایجاد شده که این جریان چیست ؟ احمد الحسن کیست؟ چه سابقه‌ای دارد؟ ادّعاها ومطالب او چیست؟ به چه ادلّه‌ای برای اثبات مدّعای خود استناد می‌کند؟ ادلّه مورد ادّعای او به چه میزان اعتبار شرعی دارد؟ این جریان از کجا آب می خورد، و وابسته به چه جایی است؟ چه عملکردی تا به حال داشته است؟ بالاخره تکلیف مؤمنین در برابر این گونه جریان چیست ؟

بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود (ع) شعبه خوزستان ، بنا بر رسالت روشنگری پیرامون این ‌گونه مسائل ، این مکتوب را در راستای پاسخ به آن پرسش ها تهیّه و در اختیار برادران و خواهران ایمانی می گذارد.

قبل از پاسخ دادن به پرسش های ذکر شده، لازم است به دو نکته اشاره کرد:

نکته اول ؛ سیاست استعمار در فرقه سازی

یکی از شگردهای استعمار غربی برای ایجاد سلطه سیاسی و نظامی بر کشورهای اسلامی در راستای استحاله فرهنگی وتفرقه دینی ، تأسیس فرقه ها و جریانات مذهبی است . تأسیس مذهب قادیانی در پاکستان ، و بهائیت در ایران نمونه هایی از آن فرقه ها و جریانات دینی است . همراهی ، بلکه سر سپردگی این فرقه ها نسبت به آمریکا ، انگلیس و صهیونیست ها در این زمان بر همگان آفتابی شده است.


بر این اساس ، اخیراً دولت های استعماری که به بهانه مبارزه با تروریسم ، کشورهای مسلمان افغانستان وعراق را اشغال نموده‌اند ، پروژه تأسیس آن گونه فرقه ها وپشتیبانی از آن ها را به ویژه در عراق وایران در رأس برنامه های خود قرار داده اند . در این راستا ده ها فرقه به دنبال سقوط صدام در عراق بروز وظهور نموده است ، از قبیل :

1ـ جند السماء به رهبری ضیاء عبدالزهراء کاظم الگرعاوی
2ـ جریان یمانی
3ـ جریان سید محمود حسنی سرخی
4ـ فرقه الامام الربانی به رهبری سید فاضل عبدالحسین الحسینی الهاشمی
5ـ فرقه فرقد القزوینی
6ـ جریان سلوکی و ... .

اغلب جریانات فوق ، مدّعی مهدویت ویا ارتباط با امام زمان(عج) شده اند، با این که ارتباط اکثر آن ها با جریانات بعثی و دستگاه های جاسوسی استعماری کشف واحراز گردیده است. هدف اصلی این فرقه ها مبارزه با حوزه، مرجعیت و روحانیت شیعه قرار گرفته است؛ زیرا در تاریخ نهضت های اسلامی معاصر ضد استعماری، این واقعیت بارها به اثبات رسیده، که تنها سنگری که در مقابل استعمار ایستاده، ومانع پیروزی آن ها شده است، سنگر روحانیت، مرجعیت وحوزه های علمیه شیعه است؛ جالب این جاست، که فرقه های مذکور فقط بر علیه روحانیت سخن می‌گویند، واقدامات عملی انجام می‌دهند، امّا هیچ گونه اقدامی بر علیه اشغالگران انجام نداده‌اند.

نکته دوم؛ استراتژی حمله ایمانی حزب بعث عراق پس از انتفاضه شعبانیه

حزب بعث عراق توسط یک مسیحی صهیونیست به نام میشل عفلق تأسیس شده است؛ حزب مذکور از یک سو وابسته به جریان استعماری انگلیسی بود، واز سوی دیگر دشمنی ذاتی با اسلام و تشیع داشت . شعار معروف آن ها موقع به دست گرفتن قدرت این بود:

آمنت بالبعث ربّاً لاشریک له وبمیشل نبیّاً ماله ثانی

« به بعث به‌عنوان پروردگار بی‌شریک ، وبه میشل به عنوان پیامبری که همتا ندارد ، ایمان آورده‌ام ! »

کارنامه حزب بعث بویژه در زمان صدام در طول حاکمیت سی ساله، مملوّ از مبارزه با اسلام، قتل میلیون ها انسان بی گناه، نابودی اقتصادی عراق وبه تعطیل کشیدن شعائر مذهبی وبه شهادت رساندن صدها مجتهد وفاضل وهزاران طلبه از حوزه های علمیه بود.

این حزب به تحریک آمریکا، پس از پایان جنگ تحمیلی با ایران، جهت بستر سازی حضور آمریکا و متحدانش در خلیج فارس ، در سال 1990 م ـ 1369 ش ، کویت را اشغال کرد. به دنبال حضور آمریکا ومتحدان غربیش به بهانه اخراج صدام از کویت ، مردم مسلمان عراق در زمان مرجعیت مرحوم آیت الله خوئی بر علیه حزب بعث در انتفاضه معروف به شعبانیه قیام کردند ، ودر آستانه پیروزی ورهایی عراق از چنگال ظالمان قرار گرفتند، که آمریکا به کمک صدام شتافت وبا سرکوب انتفاضه ، صدام را بار دیگر بر کرسی قدرت نشاند.

حزب بعث عراق که مشاهده نمود ، روح اسلامی در مردم مسلمان عراق نمرده ، وهنوز هم می تواند آن ها را بر علیه ظلم به انقلاب وا دارد، این بار تاکتیک خود را در مبارزه با اسلام عوض کرد . به جای نشان دادن چهره خشن ، جنگ نرمی را علیه اسلام و حوزه ومردم مظلوم شیعه عراق تحت عنوان « الحملة الایمانیّة» به راه انداخت؛ در واقع این کار همان استفاده ابرازی از مذهب علیه مذهب بود. صدّام علاوه بر تظاهر به نماز ورفتن به زیارت ، در این حمله ایمانی چند کار خبیث وخطرناکی را انجام داد از جمله:

1ـ نفوذ دادن جوانان مستعد بعثی در حوزه های علمیّه ، تا به عنوان طلبه علوم دینی به تحصیل بپردازند ، و از آن ها برای مأموریت های ضد دینی استفاده نماید .
2ـ دادن آزادی به برخی از علماء برای فعالیت به عنوان مرجعیت ، وکوبیدن مراجع تقلید دیگر جهت ایجاد تفرقه میان آنان به بهانه های قومی وصنفی .
3ـ اجازه دادن به برخی از روحانیت جهت اقامه نماز جمعه و برگزاری کنترل شده شعائر دینی.
البته صدّام وقتی از فعالیت آن گونه مرجعیت طرفی نبست ، و مشاهده کرد که به دست خود زمینه را برای حضور مردم متدین در صحنه فراهم ساخته است ، آن مرجعیت را به شهادت رساند ، و عملاً آن برنامه ها به تعطیلی کشیده شد.

4ـ نفوذ دادن برخی از جوانان بعثی دوره دیده در عملیات سحر و جادو و مرتاضی و متظاهر به چهره دینی و انقلابی به درون زندان ها جهت فریب زندانیان سیاسی ، مثل ضیاء عبدالزهراء الگرعاوی ، که یک افسر بعثی بود . وی دوره آموزش مرتاضی را در هند دیده ، به درون زندان عراق رفت ، وبا گرفتن اخبار سرّی از وضعیت پرونده های زندانیان سیاسی از مأمورین بعثی زندان ، در مورد آزادی ویا شهادت برخی از زندانیان پیشاپیش خبر می داد . بسیاری از زندانیان هم فریب الگرعاوی را خورده ، واو را ولی الله و مرتبط با جهان غیب دانستند . همین شخص پس از آزادی از زندان ، بر اثر سقوط صدام در سال 1382 ش ، گروهی را به نام جند السماء تشکیل داد ، و ادعا کرد که او قائم آل محمد (ع) است! و مأموریت دارد که روز عاشوراء 1200 نفر از روحانیان نجف را به قتل برساند . اما پلیس عراق در تاسوعای سال 1385 ش ، نیروهای او را در پادگان « الزرگه » در حوالی نجف کشف، وآن ها را از بین برد . خود ضیاء عبدالزهراء به اتفاق صدها نفر از همراهانش ، از جمله 200 نفر از نیروهای به اصطلاح یمانی به هلاکت رسیدند.


جریان یمانی

پس از دقت در دو نکته مذکور ، اینک به شناساندن ماهیت جریان یمانی می پردازیم .

این جریان تحت عنوان احمد الحسن الیمانی ، وصی ، فرزند و فرستاده امام زمان (عج) در اواخر سال های حاکمیت صدام بروز کرد. پس از سقوط او ، با کمک برخی از باقیمانده های رژیم بعث ، تشکیلات وسیعی را در مناطقی همچون نجف ، کربلاء ، ناصریّه و بصره به راه انداخت . مؤسس جریان ، شخصی به نام احمد اسماعیل گاطع از قبیله صیامر در حدود سال 1973 میلادی ، در منطقه ای به نام « هویر » از توابع شهرستان « زبیر » از استان بصره متولد شد. وی در سال 1999 میلادی، از دانشکده مهندسی بصره فارغ التحصیل شد. مدّتی در حوزه شهید سید محمد صدر در نجف تلمّذ نمود . ضمناً بنا بر نقل مؤثق برادر وی از نیروهای بعثی بود.


ادعاهای واهی احمد الحسن یمانی

ایشان با این که سید نیست، و اصل و نسب او از طایفه « صیامر » معلوم ومعروف است ، عمامه سیاه پوشید ، ودر مجامع عمومی ظاهر شد. از جمله ، با توجه به فیلمی که از او گرفته شده است ، بر بالای منبر در یک مسجدی، با لباس روحانی وعمامه سیاه سخنرانی ، وادّعاهای ضد ونقیض خودش را مطرح کرده است.

از لحن کلام او پیداست که سواد پایینی دارد، وسخن گفتن به عربی فصیح برای او مشکل است. در آن سخنرانی در عین این که تصریح می کند که هیچ ادّعایی ندارد، واو یک مرد ساده از یک روستای ساده ای است، در همان زمان ادّعا می کند که ، « من مایه رحمتم برای اسلام، بلکه برای اهل زمینم ، اهل بیت (ع) هر کجا بروم، همواره با من هستند وصریحاً می گویم که خدواند مرا برگزیده است؛ صاحب نفس مطمئنه به من متصل شده، وخود صاحب نفس مطمئنه شده ام. من می خواهم شیعیان را متحد کنم از عالم و عامی؛ من آمادگی دارم حقایق را برای همه روشن کنم ، وبه صورت سیاه وسفید نشان دهم. خدا نور است وکلام او نور است. در عین حال هیچ ادعایی هم ندارم ! »

مراحل مختلف بروز جریان یمانی

ادّعاهای واهی او در طی پیامی که از طریق سایت اینترنتی خود ، با خطاب به علماء حوزه های دینی در مورخه 27 شوال 1424 هجری قمری فرستاده بود ، از این قرار است:

در مرحله اوّل : ادّعا می‌کند که ، امام زمان (عج) را در عالم خواب به صورت مکرّر در حرم سید محمد فرزند امام هادی (ع) دیده ، او را امر به زیارت عسکریین می کند . پس از آن موفق به دیدار آن حضرت در بیداری شده ، حضرت او را نسبت به انحرافات عملی و مالی حوزه‌ها به خصوص حوزه نجف آگاه می کند، وتحت تربیت ویژه قرار می‌دهد!

در مرحله دوم : مدّعی است که ، او را امر به ورود به حوزه علمیه می کند ، ودر آن جا مأموریت به او داده که انحرافات حوزه را مطرح نماید!

در مرحله سوم : ادّعا می نماید که ، در ماه شعبان سال 1420 ﻫ . ق ( مصادف با 1378 ش)، امام زمان را برای دومین بار در حالت بیداری در کنار حرم امام حسین (ع) ملاقات کرده ، وبه دستور امام به نجف می رود ، ودعوت خود را علنی می سازد ، در این مرحله جمعی او را تکذیب می کنند؛ و او را به سحر و جنون و تسخیر اجنّه متهم می کند در پی آن به شهر خود باز می شود.

اعلان عمومی جریان یمانی پس از سقوط رژیم صدام حسین

بعد از سقوط صدام در ماه جمادی الثانی 1424 قمری ، احمد اسماعیل گاطع دعوت خود را علناً تکرار کرده، و تعدادی فریب حرف های او را می خورند . در ماه مبارک رمضان آن سال ادّعا می‌کند ، که از سوی امام زمان (ع) مأموریت یافته تا همه مردم زمین را مورد خطاب قرار دهد ، و آن ها را به قیام در راه حق بر علیه ظالمان دعوت کند!

وی در آن پیام تصریح می کند ، که من انتظار یاری علمای دین را ندارم . زیرا بسیاری از آنان با امام زمان (عج) با لسان وسنان جنگ خواهند کرد، چون با ظهور امام زمان (عج) بساط مرجعیت آنان درهم پیچیده می شود؛ ومقصود از اوثان واصنام ( بت ها ) همان علما هستند.

مغالطه عجیب در طرح برخی از روایات توسط یمانی

وی برای اثبات مدّعای خود به چند دلیل استناد می کند:
دلیل اول: خواب هایی که اشخاصی درباره او دیده اند ! و این علاوه بر خواب هایی که خود دیده بود!
دلیل دوم: اخبار از حوادث آینده مثل سقوط صدّام!
دلیل سوم: آمادگی برای مناظره با علمای اسلام ، یهود و مسیحت!
دلیل چهارم: آمادگی برای مباهله با علمای شیعه وسنی و یهودی ونصرانی!

بدیهی است که به اصطلاح ادلّه فوق صرف ادّعا است . خواب هم بر فرض صحّت حجّت شرعی نیست.
وی در پایان پیام خطاب به مردم عراق ، این‌چنین می گوید: پدرم امام زمان (عج) را برای اهل زمین فرستاد ومن دعوتم را در بین شما آغاز کردم، در حالی که جبرئیل و میکائیل مرا تأیید و نصرت می دهند، من از شما طلب نصرت می کنم. اگر نصرتم دادید فبها ، والّا سابقه پدران شما روشن است. اگر مرا خذلان کنید، صبر خواهم کرد همان گونه که مسلم بن عقیل صبر نمود . من بزودی از میان شما خواهم رفت، ای باقیمانده های قاتلان حسین! اگر می خواستم، شمر و شبت این زمان را معرفی می کردم.
من اخبار شما را به پدرم محمد بن الحسن خواهم رساند؛ در آینده به همراه او، که جز شمشیر ، چیزی را به شما ارائه نخواهد داد، باز خواهم گشت .

وی در سایت انصار المهدی به آدرس: (www.almahdyoon.org ) با امضای سید احمد حسن وصی و رسول امام مهدی (عج) ، در مورخه 21 / ربیع الثانی 1426 هجری قمری مصادف با 9 / 3 / 1384 شمسی به صورت سؤال وجواب پیامی را منتشر می کند . در آن پیام با این که مدعی فرزندی امام زمان (عج) و هاشمی بودن شده است ، یمانی بودن خود را این گونه توجیه می کند که : مکه از تهامه است وتهامه از یمن ، پس محمد وآل محمد(ص) همگی یمانی هستند!

از این رهگذر احادیثی را که درباره مدح یمانی ، واین که پرچم او پرچم هدایت است، وارد شده ، بر خود تطبیق می کند . در آن مصاحبه ادّعای عصمت هم می کند.

مدّعی جریان یمانی به احادیثی که علامه مجلسی در باب « خلفاء المهدی صلوات الله علیه واولاده وما یکون بعده » در ج 53 بحار الانوار آورده است ، تمسّک می کند . طبق یکی از آن احادیث ، پیامبر(ص)به دوازده امام معصوم شیعه وصیت می کند ، وبعد از ذکر امام زمان(عج) می فرماید : « ثم یکون من بعده اثنا عشر مهدیّاً فاذا حضرته الوفاة فلیسلّمها الی ابنه اول المهدییّن ... ».

مدّعی ادّعا می کند که او مصداق همان اوّل المهدیین و فرزند امام زمان (عج) است !در حالی که امام زمان هنوز نیامده وفوت نشده ، وصیّ او ظهور کرده است!

در پیام دیگری که طرفداران وی با امضای انصار المهدی ، در مورخه 11 ماه رمضان 1427 ق ، از نجف خطاب به مقام معظم رهبری فرستاده اند ، چنین آمده است: « الی السید علی الخامنه ای! السلام علیکم ورحمة الله وبرکاته ... » در آن پیام از مقام معظم رهبری تقاضای قرائت این پیام ودادن جواب به آن را کرده . وادلّه حجیّت ادّعایی احمد بن الحسن را مطرح می‌سازند. از جمله همان حدیث وصیّت وخواب ها ومناظره ها و مباهله را مطرح می کنند.

ارزیابی سند ودلالت احادیث مورد ادعای جریان یمانی

اینک، لازم است تک تک احادیث مذکور را از نظر سند و دلالت بررسی نموده ، ودر نهایت ارتباط مدّعای جریان یمانی را با‌ آن احادیث کشف کنیم .

1ـ حدیث اول : شیخ صدوق در کتاب کمال الدین وتمام النعمة می نویسد :

« حدّثنا علیّ بن أحمد بن محمد بن عمران الدّقاق قال : حدّثنا محمد بن أبی عبدالله الکوفیّ قال : حدثنا موسی بن عمران النّخعی ، عن عمّه الحسین بن یزید النوفلیّ ، عن علیّ بن أبی حمزة ، عن أبی بصیر قال : قلت للصّادق جعفر بن محمد یا ابن رسول الله إنّی سمعت من ابیک (ع) انّه قال : یکون بعد القائم اثنا عشر مهدیّاً فقال : انّما قال : اثنا عشر مهدیّاً ولم یقل : اثنا عشر اماماً ، ولکنهم قوم من شیعتنا یدعون النّاس الی موالاتنا ومعرفة حقّنا » .

حدیث فوق از نظر سند ضعیف است . زیرا در طریق آن اوّلاً : علی بن أحمد بن محمد بن عمران الدقاق است، که از نظر علمای رجال مجهول می باشد . وثانیاً علی ابن ابی حمزه است ، که به عنوان کذّاب ( دروغگو ) ومتّهم توصیف شده ، و کسی بود که مذهب انحرافی واقفیّه را تأسیس نمود . طریق شیخ طوسی وشیخ صدوق به او هم ضعیف است .

از نظر دلالت ، خلاصه حدیث مزبور این است ، که بعد از شهادت امام زمان (عج) دوازده نفر از شیعیان که به خاطر هدایتی که دارند مهدی نامیده می شوند، و نه از ائمه هستند ، ونه از اولاد آنان ، مردم را به سوی ولایت و معرفت حقّ اهل بیت دعوت می‌کنند. واین چه ارتباطی با امروز دارد که هنوز امام زمان (عج) ظهور نکرده است ؟!

2ـ شیخ طوسی در کتاب الغیبة می نویسد :

« أخبرنا جماعة ، عن أبی عبدالله الحسین بن علیّ بن سفیان البزوفریّ ، عن علیّ بن سنان الموصلیّ العدل ، عن علیّ بن الحسین ، عن أحمد بن محمّد بن خلیل ، عن جعفر بن أحمد المصریّ ، عن عمّه الحسن بن علیّ ، عن ابیه ، عن أبی عبدالله جعفر بن محمّد ، عن أبیه الحسین الزّکی الشهید ، عن ابیه امیرالمؤمنین (ع) قال : قال رسول الله(ص)فی اللیلة التی کانت فیها وفاته ـ لعلیّ (ع) یا أبا الحسن احضر صحیفةً ودواة ، فأملا رسول الله(ص)وصیته حتّی انتهی إلی هذا الموضع فقال : یا علیّ سیکون بعدی اثنا عشر اماماً ومن بعدهم اثنا عشر مهدیّاً ، فأنت یا علیّ اوّل الاثنی عشر الإمام . سمّاک الله تعالی فی سمائه علیّاً المرتضی وامیرالمؤمنین والصّدیق الاکبر والفاروق الاعظم والمأمون والمهدی ، فلا تصح هذه الأسماء لأحد غیرک ، یا علیّ أنت وصییّ علی اهل بیتی حیّهم ومیّتهم ، وعلی نسائی فمن ثبّتها لقیتنی غداً ، ومن طلّقتها فأنا برئ منها ، لم ترنی ولم أرها فی عرصة القیامة ، وأنت خلیفتی علی أمتّی من بعدی ، فاذا حضرتک الوفاة فسلّمها الی ابنی الحسن البرّ الوصول ، فاذا حضرته الوفاة فلیسلّمها الی ابنی الحسین الشهید الزکیّ المقتول ، فاذا حضرته الوفاة فلیسلّمها الی ابنه سیّد العابدین ذی الثفنات علیّ ، فاذا حضرته الوفاة فلیسلّمها الی ابنه محمد الباقر ، فاذا حضرته الوفاة فلیسلّمها الی ابنه جعفر الصّادق فاذا حضرته الوفاة فلیسلّمها الی ابنه موسی الکاظم ، فاذا حضرته الوفاة فلیسلّمها الی ابنه علیّ الرضا ، فاذا حضرته الوفاة فلیسلّمها الی ابنه محمد الثقة التقی ، فاذا حضرته الوفاة فلیسلّمها الی ابنه علیّ النّاصح ، فاذا حضرته الوفاة فلیسلّمها إلی ابنه الحسن الفاضل ، فاذا حضرته الوفاة فلیسلّمها الی ابنه محمد المستحفظ من آل محمد ، فذلک اثنا عشر اماماً ، ثم یکون من بعده اثنا عشر مهدیّاً ، فاذا حضرته الوفاة فلیسلّمها الی ابنه اوّل المقربّین . له ثلاثة اسامی اسم کاسمی واسم أبی وهو عبدالله وأحمد و الأسم الثالث المهدیّ هو اول المؤمنین » .

این حدیث نیز از نظر سند ضعیف ( ) است . زیرا علیّ بن سنان الموصلیّ العدل ( ) در طریق حدیث است ، که او مجهول می باشد . درباره برخی از راویان دیگر این حدیث هم جای اشکال است . از نظر دلالت آشکارا دلالت می کند که بعد از پیامبر اکرم(ص)دوازده امام معصوم می آیند . اولین آن ها امیرالمؤمنین (ع) و آخرین آن ها امام زمان (عج) است . بعد از وفات امام زمان (عج) دوازده نفر آدم هدایت یافته (مهدی) می‌آیند که اولین آن ها ، بنا بر تعبیر روایت ( اوّل مقرّبین ) ، فرزند امام زمان خواهد بود . وی دارای سه نام خواهد بود . یکی احمد ( هم نام پیامبر(ص)، دیگری عبدالله ( نام پدر پیامبر (ص)) و سومی مهدیّ است .

این حدیث با حدیث قبلی از نظر انتساب مهدیین تعارض دارد . زیرا حدیث شیخ صدوق بر این مسأله تأکید دارد که آن ها از شیعیان اند ، که ظاهر آن این است که از خود اهل بیت واولاد آن ها نیستند . در حالی که حدیث کتاب الغیبة بر این معنی صراحت دارد که اولین آن ها فرزند امام زمان است ، ولی در هر حال ، دو حدیث بر این معنی دلالت می کنند ، که این دوازده نفر بعد از شهادت امام زمان خواهند آمد نه قبل از او ! پس هیچ ارتباطی با مدّعیان زمان ما ندارند .

3ـ شیخ طوسی در جای دیگر کتاب الغیبة آورده است :

« محمد بن عبدالله بن جعفر الحمیریّ عن ابیه ، عن محمد بن عبدالحمید ومحمّد بن عیسی ، عن محمّد بن الفضیل ، عن أبی حمزة ، عن أبی عبدالله (ع) فی حدیث طویل ـ « أنه قال : یا أبا حمزة إنّ منّا بعد القائم أحد عشر مهدیّاً من ولد الحسین » .

حدیث فوق هم نیز از نظر سند ضعیف است . زیرا برخی از راویان آن از نظر علمای رجال از این قرار است : محمد بن عبدالحمید مجهول است . محمد بن عیسی مشترک بین ثقه و مجهول و تشخیص آن دو مشکل است . محمد بن فضیل هم مجهول است.

ابن حمزه مشترک بین ابی حمزه ثمالی که ثقه ، وابی حمزه بطائنی که ضعیف وکذّاب وفتنه گر می باشد.

از نظر دلالت هم بر این معنی دلالت می کند ، که بعد از امام زمان (عج) یازده انسان هدایت یافته ( مهدی ) که همگی از فرزندان امام حسین (ع) می باشند ، می آیند . این حدیث با دو حدیث قبلی از نظر تعداد آن ها تعارض دارد . زیرا آن دو بر دوازده نفر ، اما این یکی بر یازده نفر تأکید دارد . وبه هر صورت ارتباط با زمان کنونی ندارد زیرا به دوران پس از ظهور امام ووفات او ناظر است.


4ـ شیخ حسن بن سلیمان ( متوفای 802 ) در کتاب مختصر بصائر الدّرجات ( سعد بن عبدالله اشعری ) آورده است:

« ممّا رواه السید علیّ بن عبدالحمید باسناده عن الصّادق (ع) أنّ منّا بعد القائم (عج) اثنا عشر مهدیّاً من ولد الحسین (ع) ».

سند این حدیث معلوم نیست . زیرا مؤلف مختصر البصائر آن را از سیّد علی بن عبدالحمید متوفای 760 ﻫ به اسنادی که آن سید نقل کرده ، روایت نموده است . اسناد مذکور که در دسترس ما نیست ، تا بدانیم همه آن ها ثقه هستند یا غیر ثقه . بنابراین سخن قطعی درباره سند حدیث ممکن نیست . از نظر دلالت همانند حدیث قبلی است ، الّا این که این حدیث بر دوازده مهدی تأکید می‌کند در حالی که قبلی بر یازده مهدی ! ودر هر صورت سخن از دوران پس از ظهور امام زمان ووفات آن حضرت به میان آورده وهیچ ربطی به امروز که هنوز امام زمان ظهور نفرموده است، ندارد.

بررسی کلّی همه احادیث مزبور

احادیث مزبور ، صرف نظر از وضعیت سندی آن ها که نوعاً ضعیف وغیر معتبر است ، از جهت دلالت به عنوان احادیثی شاذ و غیر قابل قبول تلقّی می شود . زیرا بنا بر احادیث مشهور ، بعد از شهادت امام زمان (عج) زمانی برای حکومت معمولی ومتعارف صالحان نمی ماند . طبق احادیث مسلّم شیعه ، بعد از شهادت امام زمان (عج) دوره رجعت است . پس از آن قیامت کبری اتفاق می افتد . لذا برخی از علمای شیعه احادیث مزبور را بر فرض صحّت بر دوران رجعت حمل نموده‌اند . پس مقصود از دوازده یا یازده مهدی همان ائمه هدی:می‌باشد ، که بعد از ظهور امام زمان و شهادت آن حضرت ، جهت انتقام گرفتن از قاتلانشان ، آن هم به مدت کوتاه ( چهل روز ) قیام می کنند.

شیخ مفید در آخر کتاب الارشاد ، پیرامون احادیث مذکور می فرماید : « ولیس بعد دولة القائم (عج) لأحد دولة إلّا ما جاءت به الروایة من قیام ولده إن شاء الله ذلک ، ولم یرد به علی القطع والثبات ، واکثر الروایات انّه لن یمضی مهدی الأمة الّا قبل القیامة بأربعین یوماً ، یکون فیها الفرج ( الهرج ) و علامات خروج الاموات وقیام السّاعة للحساب والجزاء »؛ بعد از دولت حضرت قائم (عج) برای کسی دولتی تشکیل نمی شود . مگر آن چه این روایت بر آن دلالت می کند ، که فرزند ( فرزندان ) او اگر خدا بخواهد قیام می کند . البته این روایت به صورت قطعی ثابت نیست.

اکثر روایات بر این معنی دلالت می کند ، که حضرت مهدی (عج) نمی رود ، مگر چهل روز قبل از قیام قیامت که در آن فرج ( و بنا بر روایت بحار هرج ومرج ) صورت می گیرد ، و علائم خروج اموات وقیام قیامت برای حساب وکتاب آشکار می شود.

علّامه مجلسی پس از نقل اخبار مذکور در بحار الانوار ، « باب خلفاء المهدی و اولاده » ، درباره دلالت وتأویل آن احادیث می نویسد: هذه الاخبار مخالفة للمشهور . وطریق التأویل أحد وجهین: الاوّل : ان یکون المراد بالاثنی عشر مهدیّاً النبی(ص)و سائر الائمة سوی القائم (عج) ، بان یکون ملکهم بعد القائم (عج).

و قد سبق ان الحسن بن سلیمان أوّلها بجمیع الأئمة ، وقال برجعة القائم بعد موته . وبه ایضاً یمکن الجمع بین بعض الأخبار المختلفة الّتی وردت فی مدّة ملکه. والثانی : أن یکون هؤلاء المهدیّون من اوصیاء القائم هادین للخلق فی زمن سائر الائمة الذین رجعوا لئلا یخلو الزّمان من حجّة ، وإن کان اوصیاء الانبیاء والائمة ایضاً حججاً والله تعالی أعلم » ؛ یعنی: « این اخبار مخالف مشهور است .


دو راه وجه جمع و تأویل روایات فوق

راه اوّل: این که مراد از دوازده مهدی « هدایت شده » همان پیامبر اکرم(ص)وسایر امامان به استثنای امام زمان(عج) است . به این معنی که ملک آن ها ( در هنگام رجعت ) بعد از امام زمان خواهد بود . قبل از این گذشت ، که جناب حسن بن سلیمان ( مؤلف مختصر البصائر ) آن حدیث را به همه ائمه ( دوازده گانه ) تأویل نموده وقائل به رجعت امام زمان بعد از وفات شده است . با این تأویل می توان بین برخی از اخبار مختلف که درباره مدّت ملک آن حضرت وارد شده است ، جمع کرد.

راه دوم : این است که آن دوازده مهدی از اوصیاء امام زمان (عج) ، هدایت گران خلق در زمان ائمه:در هنگامه رجعتند . زیرا زمان نمی تواند خالی از حجّت باشد ، اگر چه اوصیاء انبیاء :نیز حجج هستند والله اعلم ».

جریان یمانی با احادیث مزبور چه ارتباطی دارد ؟

احادیث مذکور ، چه این که صحیح باشند وچه ضعیف ، چه قابل قبول از نظر دلالت وچه غیر قابل قبول ، چه قابل تأویل به رجعت باشد ، چه غیر قابل تأویل ، هیچ ارتباطی با مدّعای جریان یمانی ندارد.

زیرا همه آن احادیث بر این مطلب اجماع دارند ، که قیام مهدییّن دوازده‌ گانه یا یازده گانه بعد از ظهور ووفات امام زمان (عج) خواهد بود. هیچ یک از احادیث بر این معنی دلالت نمی‌کند ، که آن‌ها یا برخی از آن‌ها قبل از ظهور امام زمان (عج) می‌آیند . در حالی که احمد اسماعیل گاطع الصیمری ، که به دروغ مدّعی فرزندی ووصایت امام زمان (عج) است ، در حال حاضر که هنوز امام زمان ظهور نفرموده ، ادّعای قیام کرده وخود را اوّلین نفر از مهدییّن می نامد!

بنابراین ، مدّعای نامبرده هیچ پایه و مستندی از جهت احادیث ندارد . علاوه بر آن ، نام وصی خود ، فریاد می زند که بعد از مرگ مُوصی قیام به وظیفه می کند ، نه قبل از مرگ او . پس مدّعی جریان یمانی چه وصییّ است که قبل از ظهور ومرگ موصی مشغول به کار شده است !؟

تشکیلات و عملکرد جریان یمانی

در کنار رهبری جریان الیمانی که به عهده احمد اسماعیل گاطع معروف به احمد الحسن الموعود می باشد ، رهبری معنوی ، نظامی ورهبری سازمانی هم وجود داشته است . شیخ کاظم العقیلی مسئول شاخه نظامی ، استاد عبدالرحیم ابومعاذ به عنوان مرشد و رهبری معنوی سازمان می باشد . معاون مؤسس این جریان شخصی به نام شیخ حیدر المنشداوی ( ابن ابو فعل ) از شاگردان شهید سید محمد صدر بود . المنشداوی در زمان صدام به ایران آمد و به ترویج این فکر پرداخت ، لذا توسط حکومت ایران دستگیر گردید ، و به مدت 6 ماه در زندان به سر برد . بعد از سقوط صدّام به عراق بر گردانده شد ، وادّعا نمود که وی وصی امام‌زمان (عبدالله بن الحسن القحطانی ) می‌باشد ، واز همه اموری که مردم از آن ها اطلاعی ندارند ، مطلع است ، حتی از محل قبر فاطمه3مطلع می باشد . وی دفتری را در منطقه قدیم نجف در شارع الرسول (ص)افتتاح نمود ، وبه نشر افکار خود همّت گماشت . بعد از این اتفاقات ، مؤسس جریان با صدور بیانیه ای المنشداوی را تفسیق کرد.

لذا قاسم عبد حسن از عناصر سابق حزب بعث ، عباس خلف الچبیناوی از عناصر سازمان بدر ، عباس زوری عگله و هامل محیی حمود نیز به همراه المنشداوی از این جریان خارج شدند؛ شیخ حیدر المنشداوی پس از آن ، در بغداد توسط یک گروه مسلح کشته شد.

از طرفداران یمانی ، شخصی از بیت حمامی ، به نام سید حسن الحمامی ـ فرزند مرحوم سید محمد علی حمامی متوفای 1998 م از علمای معروف نجف ـ بود . این شخص که مرتبط با دستگاه بعثی ، عقده ای وضدّ علمای دین بود ، به عنوان روحانی ارشد آن گروه فعالیت داشت . ومصداق آیه شریفه : ( انّه لیس من اهلک انّه عمل غیر صالح ) شد.

ستاره داود، آرم جریان یمانی !

شعار جریان الیمانی یک ستاره اسرائیلی به نام داود است . این ستاره 6 ضلعی به عنوان آرم ودر کنار امضای احمد الحسن الیمانی قرار می گیرد ، وامضای او در برخی اعلامیه ها از این قرار است:

بقیّة آل محمد:، الرکن الشدید ، احمد الحسن وصی و رسول الامام المهدی (عج) الی الناس اجمعین ، المؤیّد بجبرئیل، المسدّد بمیکائیل ، المنصور باسرافیل ، ذریّة بعضها من بعض والله سمیع علیم » .

این ستاره شش‌ ضلعی در زبان لاتین«پنتاگرام»نامیده می‌شود . صهیونیست ها از آن در پرچم خود به عنوان سمبل تسلّط بر جهان استفاده می کنند . فرقه یمانی در ابتدای کار از این ستاره به عنوان آرم ونماد جریان خود استفاده می کرده ، ولی بعدها برای جلوگیری از آبروریزی واثبات وابستگی آن ها به صهیونیسم ، این نماد را از تبلیغات خود حذف نمودند.

فعالیت تبلیغی :

این سازمان به فعالیت تبلیغی بهای زیادی می دهد ، لذا به نشر وچاپ کتاب هایی برای تبلیغ تفکر خود اقدام کرده است؛ بر اثر این تبلیغات ، بعضی ازافراد کم مایه وبی اطلاع از مبانی دینی را گول زده است . وبه آن ها تلقین کرده که وی یمانی نائب امام زمان می باشد . وی کتاب هایی با نام های جذاب وفریبنده هم چون الجواب المنیر عبر الاثیر ، نصیحت به طلاب حوزه علمیه ، حاکمیت خداوند نه حاکمیت مردم ، و کرامات وغیب گویی ها ، نشریاتی با نام روزنامه القائم(عج)، و نشریه قمر بنی هاشم، و منشوراتی با نام انصار المهدی، منتشر ساخته است.

در شماره 3 نشریه هفتگی قمر بنی هاشم مورخه جمعه 14 محرم 1425 ﻫ ، مطالبی از این دست وجود دارد:

معرکة الامام المهدی تشتعل فی مصر ، حرب آمریکا علی العراق ، بدایة الحرب ضد المهدی المنتظر(عج)، علماء السوء فی روایات اهل البیت:، العجل العلمی عند فقهاء الشیعة . در ضمن مقاله اخیر کاریکاتور یک گاو نر که بر شکم آن، کلمه « علم اصول » نوشته شده ، کشیده شده است . در این مقاله علم اصول فقه حوزه های علمیه به گوساله سامری تشبیه گردیده است ، که توسط امام زمان (عج) به دور ریخته خواهد شد . در آن نشریه تحت عنوان « نُبُوءَة » یعنی پیش گویی ، خبر از خروج قریب الوقوع نفس زکیّه در نجف داده است ! که هرگز تا به حال خارج نشده است!

طرفداران این جریان با توزیع اعلامیه ها وبروشورهایی همه علمای ایران وعراق را به مناظره دعوت نمودند . از جمله در سال 1382ش بعد از سقوط صدّام ، هم زمان گروه های معدودی از جوانان فریب خورده عراقی که به صورت غیر قانونی وارد ایران شده بودند ، در نماز جمعه شهرهای اهواز، قم، کرج، مشهد، وجاهای دیگر بین صفوف نماز جمعه ایستاده و خبر از ظهور یمانی دادند. در آن شهرها، آن افراد دستگیر شده، وبه کشورشان بازگردانده شدند؛ در برخی شهرها مثل قم واهواز مبلّغین آن ها دست به تبلیغ مرام خود زدند، که در برخی موارد توسط مسئولین قضایی کشورمان بازداشت ، ومحکوم شدند.

فعالیت نظامی جریان یمانی

این جریان آموزش نظامی را برای اعضای خود لازم دانسته ، عناصر خود را در باغ های العماره ومناطق الفاس والتیره به انواع سلاح های اهدائی اربابانشان آموزش می داده است . یکی از مراکز آموزش آن ها در منطقه صفوان در مزرعه « صابر زایر شمال آلبورحمة » ونیز منطقه « الهویر قرنه » بود . یکی از آموزش های آن ها آموزش سر بریدن افراد بوده است . اولین اقدام نظامی آن ها بعد از ایزوله برخی از عناصر منشعب مثل حیدر المنشداوی ، هماهنگی با جماعت جند السماء به رهبری الگرعاوی در تاسوعای سال 1428 قمری ، در منطقه الزرگه کوفه بود . در آن عملیات حدود 200 نفر از جماعت یمانی کشته شدند . جالب این جاست ، با این که ادّعاهای عقیدتی الگرعاوی با گروه یمانی تضاد دارد ، اوّلی وجود امام زمان(عج) را منکر می شده وخود را قائم آل محمد می‌دانسته، ودومی خود را فرزند ووصیّ امام زمان (عج) می‌داند ! ، از نظر فعالیت نظامی بر علیه دولت شیعی عراق وحوزه های علمیه به صورت مشترک در یک عملیات وارد شدند ، و سرکوب گردیدند ! این امر حاکی از این است ، که هر دو جریان از پشت پرده توسط رهبری واحدی اداره می شدند ، وادّعاهای عقیدتی آن ها غیر واقعی بوده است !

بعد از حادثه فوق جریان یمانی به صورت سرّی فعالیتش را ادامه داد؛ با سرکوب قیام الگرعاوی در منطقه الزرگه نجف ، یمانی تصمیم گرفت در عاشورای سال 1429 قیام کند ، اما یک ماه پیش از وقت مقرّر با دستگیری 40 نفر از پیروانش در نجف ، تواناییش کاهش یافته ، ونتوانست اقدامی را در نجف وکربلاء طی مراسم عاشورا انجام دهد . این گروه برنامه داشت تا روز تاسوعا قیام کند وزایرین حرمین امام حسین (ع) وحضرت عباس (ع) را قتل عام کرده ، ودو حرم مقدس رابه اشغال درآورد.

سپس با رهبری شخصی دارای سابقه بعثی بودن ، به نام « سید حسن الحمامی » به سوی نجف حرکت کند ، و مراجع دینی را ترور نمایند . سپس با شخصی به نام « ابن بثینه » به عنوان امام مهدی بیعت کنند ، وفعالیت آن ها به سوی بصره وناصریه کشیده شود . این گروه در ساعت 30/9 صبح تاسوعا فعالیت خود را با حمله به هیأت های عزاداری در بصره آغاز کردند وتوانستند وارد مقر شرکت نفت جنوب شوند . هم چنین در ناصریه فعالیت خود را با حمله به تیپ واکنش سریع آغاز کردند ، در پی آن سرتیپ ابولقاء الجابری فرمانده این تیپ ، وسرهنگ ابومحمد الرمیض مسئول اطلاعات تیپ کشته شدند.

پلیس نجف اشرف 45 نفر از عناصر مسلح گروه الیمانی تحت عنوان " انصار المهدی " از جمله 15 نفر از رهبران و فرماندهان این گروه را دستگیر کرده که حسن الحمامی رهبر مذهبی این گروه در ضمن دستگیرشدگان بود . حسن الحمامی بعد از دستگیری اعتراف کرد ، که اعضای گروهش قصد داشتند ، در روز عاشورا مراجع دینی وهیأت های حسینی را مورد هدف قرار دهند . وی در کنفرانس خبری وطی اعترافاتش گفت : این گروه دارای طرفدارانی است . وهدف آن حمله به مرجعیت ، ودیگر علمای دینی ، واز هم پاشیدن اوضاع امنیتی عراق است . الحمامی در ادامه اعترافاتش گفت : تعدادی از عناصر این گروه مسئولیت هایی هم چون مسئول امور مالی ، تبلیغاتی ونظامی برعهده داشتند. وی افزود: هزینه های ما از کشورهای خارجی بویژه امارات تأمین می شود ، وشعار ما ستاره داود می باشد.


چند روز بعد از حادثه یمانی ، پایگاه خبری « ملف پرس » از خبرگزاری های معتبر در عراق در خبری فاش کرد که احمد الحسن یمانی ، بعد از حادثه بصره وناصریه ، به کشور امارات متحده عربی گریخته ، ودر دبی اقامت گزیده است.

اشکالات وتناقضات جریان یمانی

اگر کسی از گذشته وحال جریان یمانی خبر داشته باشد ، با سیلی از اشکالات شرعی ، عرفی وعقلی ونیز تناقضات آشکار و ابهامات زیاد مواجه می شود . از جمله:

1ـ بنا بر شهادت افراد مطّلع وآگاه ، مدّعی جریان یمانی شخصی به نام احمد اسماعیل گاطع صیمری از طایفه صیامر منطقه زبیر است . این طایفه از بنی هاشم نیستند . امّا با این حال نامبرده با پوشیدن عمامه سیاه ویدک کشیدن عنوان سید احمد ، خود را سیّد واز بنی هاشم معرفی کرده است . قطعاً این کار از باب دروغگویی و فریب دیگران شرعاً حرام است.

2ـ در فیلمی که از او در ابتدای کار پخش شده است، می‌گوید: من یک روستایی ساده هستم وهیچ گونه ادّعایی ندارم . امّا در عین حال می گوید : خدا مرا برگزیده وائمه همراه من هستند . ومن صاحب نفس مطمئنه ام . ونور سراسر وجود مرا فرا گرفته و ...... قطعاً این ادّعاهای بزرگ با بی ادّعا بودنش در تناقض است.

3ـ در همان فیلم ، وقتی به عربی فصیح تکلم می کند ، در لحن کلام او اشتباهات زیاد ( نحوی و صرفی ) وجود دارد، که نشان می‌دهد سواد کافی ندارد . این واقعیت با ادّعاهای بزرگی که دارد سازگار نیست.

4ـ احمد اسماعیل گاطع از یک سو ادّعای فرزندی امام زمان (عج) می کند ، واز سوی دیگر ادّعا می کند که برای اولین بار امام زمان (عج) را در عالم خواب ، وسپس در ماه شعبان 1420 ق ( مصادف 1378 ش ) امام زمان را در برای دومین بار در بیداری دیده است ! یعنی آن زمان که از عمر او بیش از 25 سال گذشته است . چطور امکان دارد فرزند امام زمان تا آن موقع بابای خود را ندیده باشد ؟!

5ـ وی با وجود ادّعای فرزندی امام زمان (عج) ، امّا خود را احمد بن الحسن می نامد . در حالی که می بایست خود را « احمد بن محمد » می نامید . چون نام امام زمان حسن نیست. بلکه حسن نام پدر امام زمان است . گویا « قاعده دروغگو فراموشکار است » در این جا جریان دارد.

6ـ وی خود را یمانی می داند وروایاتی را که درباره خروج یمانی صادر شده ، بر خود منطبق می داند . در حالی که در روایات آمده است:

یمانی ، خراسانی وسفیانی در یک سال ویک ماه ویک روز خروج می کنند . ( ) وپس از چند ماه در همان سال امام زمان (عج) هم قیام می کند . مدّعی یمانی نزدیک ده سال است که خروج کرده، در حالی که نه خراسانی ونه سفیانی ، نه درآن زمان ، ونه حالا خروج نکرده ، وهنوز هم امام زمان قیام نفرموده است !

7ـ وی در عین این که خود را فرزند امام زمان وسید هاشمی می داند ، خود را یمانی نامیده است . در حالی که این دو عنوان یمانی وهاشمی ، آن هم برای کسی که اهل عراق است ، قابل جمع نیست؛ زیرا یمانی ظهور در این دارد که اهل یمن است . در حالی که وی به اعتبار محل تولد ونشو و نما عراقی است. البته گویا خود متوجه این تناقض شده ، لذا با این مغالطه ، این لقب را توجیه نموده است، که چون مکّه از تهامه است . وتهامه از یمن است ، پس محمد وآل محمد(ص) همگی یمانی هستند.

وجه مغالطه بودن توجیه فوق این است ، که تهامه یک منطقه جغرافیایی است که از شمال جزیرة العرب یعنی بالاتر از مکه و مدینه آغاز می شود ، وجنوب آن به یمن می رسد . بنابراین مکه و مدینه جزء تهامه است . ویمن هم از تهامه است ، ولی تهامه از یمن نیست . بلکه یمن در جنوب جزیرة العرب قرار دارد وشامل شمال و میانه جزیرة العرب نیست . بنابراین محمد وآل محمد(ص) حجازی وتهامی هستند ، امّا یمانی نیستند.

اصولاً مردم عرب به دو دسته عدنانی و قحطانی تقسیم شده اند . مقصود از عرب عدنانی خصوص قریش ، واز جمله بنی هاشم است . در حالی که عرب قحطانی فقط اعرابی را شامل می شود که ریشه آن ها از یمن است . وبه هیچ وجه به عرب عدنانی ، یمانی گفته نمی شود.


8ـ وی در پیامی که به مردم عراق فرستاده ، از یک سو ادّعا می کند ، که من از طرف امام زمان (عج) وبا تأیید جبرئیل و میکائیل آمده ام ، بنابراین پیروزی او با امدادهای غیبی باید حتمی باشد ، در حالی که از مردم عراق طلب نصرت می کند ، و می گوید که اگر نصرتم ندهید ، شما سابقه بی وفایی نسبت به مسلم بن عقیل را داشتید . وبدین صورت خود را به مسلم بن عقیل تشبیه می کند. همان مسلمی که پیروزی ظاهر او و یاری جبرئیل ومیکائیل در حق او منتفی بود . واین تناقض دیگری است.

9ـ وی به خواب های خودش وخواب های دیگران استناد می کند ، در حالی که خواب در مسائل شرعی وعقیدتی برای دیگران هیچ گونه حجیّت واعتباری ندارد . هیچ پیامبر وولی اللهی حقانیت خود را با خواب اثبات نکرده است. مخصوصاً که خواب صرف ادّعا است . وامکان دارد آدم دروغگو هم ادّعای آن را بکند.

10ـ استناد دیگر او به وقوع حوادث آینده ، مثل سقوط صدام هم مضحک است . زیرا این پیشگویی توسط هر آدم آگاه به مسایل سیاسی امکان پذیر است ، واختصاص به نامبرده ندارد . مخصوصاً که قبل از همه امام خمینی (ره) فرموده بود : صدّام رفتنی است!

11ـ آمادگی برای مناظره ومباهله با علمای شیعه ، سنی ، یهودی ، ونصرانی هم صرف ادّعا است ، وهیچ چیزی را ثابت نمی کند. بله ، اگر مناظره ومباهله صورت گرفت ، وطرف مقابل ، که دارای صلاحیت علمی باشد ، محکوم شده ویا عذاب الهی بر او نازل گردید ، آن گاه قابل استناد است . در حالی که این اتفاق برای مخالفین جریان یمانی پیش نیامده است.

12ـ درباره استناد جریان یمانی به احادیث که قبل از این مفصّلاً توضیح داده شد . احادیث مورد ادّعا ربطی به مدّعای او ندارد . چون احادیث می گوید : مهدیین بعد از ظهور ووفات امام زمان (عج) می آیند نه قبل از او . در حالی که مدعی جریان یمانی می گوید الآن من وصیّ امام زمان هستم !

معلوم است که وصی باید بعد از مرگ مُوصی وارد عمل شود ، نه در حال حیات مُوصی وقبل از مرگ او !

13ـ مدّعی جریان یمانی در تبلیغات خود مرتباً بر علیه علمای دین ، حوزه علیه ومراجع تقلید هتّاکی و جسارت می کند ، وصریحاً می گوید : که ما آمده ایم که وساطت علماء بین مردم ودین وخدا را حذف کنیم . در حالی که این حرف بر ضد تعالیم اهل بیت:است . چون از دیدگاه تعالیم اهل بیت:، واسطه مردم واهل بیت ، علماء هستند ، وفقهای ربّانی مراجع دینی مردم هستند . امام حسن عسکری (ع) می فرماید : « فأمّا من کان من الفقهاء صائناً لنفسه محافظاً لدینه مخالفاً لهواه مطیعاً لامر مولاه فللعوام ان یقلّدوه » . در توقیع منسوب به امام زمان (عج) آمده است : « وامّا الحوادث الواقعة فارجعوا فیها الی رواة احادیثنا فانّهم حجّتی علیکم وانا حجة الله » .

14ـ جریان یمانی در امر ضدیت با علماء ، از تبلیغات سوء گذشته ، وارد فاز عملی ونظامی شده است . لذا در جریان توطئه ترور علمای نجف که در عاشورای سال 1385 ش توسط جریان « جند السماء » برنامه ریزی شده بود ، مشارکت داشته و 200 نفر از آن ها به هلاکت رسیدند.

از این واقعیت ، این نتیجه بدست می آید که آن ها پادوی استعمار در مبارزه با روحانیت . یعنی مهم ترین سنگر مقاومت اسلامی در مقابل استعمار ، می باشند.

15ـ استفاده از ستاره داود که آرم مخصوص صهیونیست‌‌ها می‌باشد، نشان دیگری از وابستگی این جریان به استعمار است.

16ـ حضور افرادی با سابقه بعثی بودن در تشکیلات جریان یمانی ، از قبیل : سالم عبد حسن ، وحسن الحمامی ( رهبر مذهبی گروه که دستگیر هم شده است ) ، وهمین طور برادر احمد اسماعیل گاطع که از افسران حزب بعث بوده ، نشانه دیگری از وابستگی جریان به « الحملة الایمانیّة » صدّام حسین معدوم است.

17ـ اخیراً در یکی از برنامه های ماهواره ای سلفی « صفا » یک شخص مصری غیر معمم به نام عبدالعال سلیمه ، که به دروغ به عنوان عالم شیعی معرفی شده است ، از جریان یمانی واحمد الحسن با تجلیل وبه عنوان مهدویت نام برده است . این پدیده نشان می دهد ، که جریانات سلفی ووهابی در پی تبلیغ جریان یمانی از ماهواره های خود می باشند . این هم قرینه دیگری از وابستگی جریان به استکبار جهانی است.

آخرین سخن؛ چه باید کرد ؟

برادران وخواهران ایمانی! فتنه های رنگارنگ که از سوی شیاطین واعوان وانصار آن ها برای فریب وانحراف مردم از صراط مستقیم تدارک دیده می شود ، همیشه بوده وهست ، مخصوصاً در آخر الزمان که بنا بر صریح احادیث، فتنه ها فراوان‌تر ودجّال و دجّال‌ها به صورت پیچیده‌تر ظهور می‌کنند.

در مقابل آن فتنه ‌ها ودجّال ها هیچ پناهگاه امنی ، و تضمینی برای سلامتی جز تمّسک جستن به ثقلین ( قرآن و عترت ) وجود ندارد . چرا که پیامبر اکرم(ص) فرمود : « انّی تارک فیکم الثقلین کتاب الله وعترتی اهل بیتی ما إن تمسکتم بهما لن تضلوا بعدی أبداً » .

امّا استفاده صحیح از کتاب وعترت ، بدون مراجعه به کارشناسان ومتخصّصان این فن ، یعنی علمای دین ، هرگز امکان پذیر نیست . این یک مطلب عقلائی وعرفی است ، که برای شناخت هر چیزی به متخصّص آن باید رجوع کرد . بالاتر از این ، خود قرآن وعترت مردم را به رجوع به علماء ربّانی، به عنوان نائبان وخلفای ائمه در عصر غیبت، ارشاد فرموده‌اند.

قرآن می فرماید: « اگر نمی‌دانید از پژوهش‌گران کتاب‌های آسمانی بپرسید» ؛ پیامبر اکرم(ص)، بنا بر روایت امام صادق (ع) ، فرمود : « العلماء ورثة الانبیاء » علماء وارثان انبیاء هستند.

امام حسین (ع) فرمود: « ذلک بأنّ مجاری الأمور و الأحکام علی ایدی العلماء بالله الأمناء علی حلاله وحرامه ». چرا که مجاری امور واحکام به دست علماء الهی وامناء بر حلال وحرام خدا گذاشته شده است.

امام هادی (ع) فرمود : « لو لا من یبقی بعد غیبة قائمنا من العلماء الدّاعین الیه والّدالین علیه ... لما بقی أحد الّا ارتدّ عن دین الله ... اولئک هم الأفضلون عند الله عزّ وجلّ » . اگر علمائی که در زمان غیبت به سوی او مردم را راهنمایی می کنند، نباشند، هر آینه کسی نمی ماند مگر این که از دین مرتد گردد ... . آن ها ( علماء ) نزد خدا برتر هستند.

امام زمان(عج) فرمود : « وأما الحوادث الواقعة فارجعوا فیها الی رواة حدیثنا ، فانهم حجّتی علیکم وأنا حجّة الله » . در حوادث واقعه باید به راویان حدیث ما ( علماء ) رجوع کنید، زیرا آن ها از طرف من حجّت هستند ومن حجّت خدا هستم.

بنابراین، مطمئن ترین و بهترین راه برای شناخت حقیقت مدّعیان، وتمیز دادن راستگویان از دروغگویان، و حلّ شبهه های دینی، پناه بردن به علمای دین است؛ بر علمای دین هم واجب است حقایق را روشن کنند، ودر مقابل بدعت ها سکوت نکنند. زیرا در حدیث آمده است : « إذا ظهرت البدع فعلی العالم ان یظهر علمه وإلا فعلیه لعنة الله ». یقیناً علمای ربّانی که همواره مورد توجه وعنایت قطب عالم امکان هستند ، همیشه در پرتو عنایت ‌های عزیز زهراء سلام الله علیها به رسالت های الهی خود عمل می کنند ، وهمگی باید در زیر آن لوای حقیقی امام زمان(عج) قرار گیرند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1ـ بحار الانوار، علامه مجلسی
2ـ الکافی، شیخ کلینی
3 ـ تحف العقول، ابن شعبه الحرانی
4ـ الارشاد، شیخ مفید
5ـ کمال الدین وتمام النعمة ، شیخ صدوق
6 ـ کتاب الغیبة ، الشیخ محمد بن الحسن الطوسی /945


701/ح


خبر گزاری رسا // انتهای خبر // www.rasanews.com


 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : pooya andish - ساعت ۳:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢۳
 

وهابیون چه می گویند وقتی گناهان کبیره ای که پسران شیخ زاید بر سرقبر پدرشان مرتکب شدند، را می بینند؟


از رافضه قرن بیست و یکم

وهابیون از صدها سال پیش تا کنون، در قضیه بنای قبور بر سر شیعیان می کوبند، که بنای روی قبر حرام است و… و مثل صفحه گرامافون هرازگاهی از شیوخ پلید وهابی اتباع ابی تبارک و و دمشقیه و عرعور می شنویم.. اینها در واقع تابع تابعین اصحاب قوم لوط هستند.. آنها که به بهانه عدم بنای بر قبور، قبور ائمه علیهم السّلام را به امر پست فطرتان بنی سعود بن عدوّ العزیز تخریب کردند و نزدیک بود قبر رسول خدا ص را هم منهدم کنند، اگر که ابراهیم پاشای مصری و بعد از او ملک فاروق در برابر آنان موضع نمی گرفتند.. اولی تهدید کرد مهلکه سعودی را ویران خواهد کرد و وقتی رژیم عدوّ العزیز پذیرفت قبر پیامبر را تخریب نکند، شرط کرد که بنای قبر پیامبر (ص) به حساب مصر باشد و از این رو، گنبد سبز کنونی بر روی قبر پیامبر ثمره این بناست. ولی مجدّداً حکومت سعود بن عدو ّالعزیز خواست قبر و گنبد پیامبر (ص) را تخریب کند. در این زمان، موضع ملک فاروق این شد که ارتش مصر را در آمادگی کامل به ساحل دریای سرخ آورد و نجس های وهابی را مجبور کرد از تصمیم شان برگردند. ولی تفکّر آنها در مورد شیعه پابرجا ماند. شیعه هیچ گریه کنی ندارد و همچنان و با تأسف زیاد از تفکّر وهابی می نالند و اعتراضات دائمی ایشان در مقابل وهابیه بسیار زیاد است یکی از آنها در قضیه بنای قبور..
امروز قبر شیخ زاید آل نهیان که سازه ای از مرمر سفید از نوع تاسیوس یونانی با تمام مظاهر تجمّل است، توجهم را به خود جلب کرد. میهمانان رسمی دولت امارات معمولاً جهت ادای مراسم تجلیل در چارچوب پروتکل دولت به آنجا می روند، یعنی زیارت قبر جزء پروتکل رسمی است، در تصور من و انصافاً پسران شیخ زاید با این کارشان به پدر خود که به ملّت امارات نیکی های فراوان کرده، نیکی کردند.. ولی به دور از کار نیک پسران شیخ زاید، واکنش وهابیون در برابر این اعمال تکفیری که پسران شیخ زاید انجام دادند، چیست؟؟
پسران شیخ زاید چندین گناه کبیره مرتکب شدند…
اولاً قبر را بیشتر از چهار انگشتی که ابن جبرین (مفتی اعظم وهابیت) اجازه داده، بالا بردند.
ثانیاً قبر را با مرمر اصل سنگ کردند.
ثالثاً: سنگ نوشته ای روی قبر قرار دادند و بر آن نوشتند.
رابعاً نه تنها بنای روی قبر را گچکاری کردند، بلکه با گرانقیمت ترین انواع سنگ مرمر یونانی تاسیوس بنا کردند.
خامساً: زیارت او را واجب کرده اند!!.. در حالی که همه اینها در فتواهای ابن جبرین معصیت و گناه کبیره محسوب می شود و مرتکب آن باید توبه کند وگرنه گردن زده می شود؟!!!!
ببینیم آیا وهابیه آنچه را که قبلاً در مورد شیعیان گفتند، جرأت می کنند در مورد فرزندان شیخ زاید هم بگویند؟
یا اینکه باید منتظر باشیم و ببینیم آیا انتحاری های وهابی می آیند و خودشان را برای فتاوای هولناک ابن باز و ابن عثیمین و ابن جبرین و ابن منیعیل و بقیه اتباع عرعور و دمشقیه منفجر کنند یا نه؟..

البته ما از آنها می خواهیم دهان باز کنند و کلمه ای بگویند؟ هان، اینها تصاویر قبر شیخ زاید است.. برخی از آنها را می گذارم آیا کسی جوابی می دهد؟

 

این قضیه مرا به یاد قصه ای انداخت که سال ۱۹۹۸ برایم پیش آمد، وقتی به حجّ بیت الله الحرام مشرف شدم و با جناب شیخ جلال الدین صغیر در منطقه معابده برخورد کردم. وی همراه با کاروان لبنانی به اسم الغدیر آمده بود. در ساختمان محلّ اقامت جناب شیخ، تصاویر مراجع عظام بر روی درهای بعثه های ویژه هر یکی از آنان نصب شده بود. در این اثناء یکی از اتباع وهابی با حالتی خشمگین از ماشین پیاده شد و فریاد کشید: وش هاااذ یاااع… جناب شیخ که لباسش شبیه علمای سنّی شام بود به او گفت: چی شده حاجی؟ مرد وهابی گفت: شیخ! چرا گناه روافض را مرتکب شدی؟ و به تصاویر یکی از مراجع اشاره کرد. شیخ جواب داد: منظورت این عکس است؟ مرد وهابی با خشم طوری که نفسش بیرون نمی آمد، گفت: بله.. شیخ گفت: آنها فتوای حلیّت عکس دارند و هر انسانی حقّ دارد بر اساس فتوایی عمل کند، چرا شما عمامه بسته اید؟ وهابی جواب داد: یا شیخ خدا به داد تو و آنها برسد.. عکس را نصب می کنی و می گویی آنها فتوا دارند؟!! شیخ جواب داد: الله المستعان. و چقدر شیخ مرا غافلگیرکرد وقتی به او گفت: آیا تو اسکناس ۵۰۰ ریالی داری؟ وهابی گفت: می خواهی چه کار کنی؟ شیخ گفت: می خواهم مطمئن شوم پول من اصل است یا تقلبی؟ مرد وهابی از کیف سیاهش اسکناس ۵۰۰ ریالی درآورد. شیخ آن را گرفت و گفت: بده ببینم. ناگهان شیخ فریاد زد: وش هاااااااذ … این را از دستت بینداز.. مرد وهابی حیرت زده گفت: چه می گویی؟ شیخ گفت: روی اسکناس پانصد ریالی که تو داری، عکس ملک عبد العزیز است.. چطور تو این عکس را در جیبت حمل می کنی، در حالی که این کار حرام است؟ مرد وهابی مبهوت و حیران در حالی که اسکناس را در جیبش می گذاشت، گفت: راست می گویند که شیعی ساحر است و فرار را بر قرار ترجیح داد و من غرق در خنده شدم تا جایی که از حدّ ادب تجاوز کردم. ولی دست خودم نبود. شیخ گفت: خدا احمق ها را بکشد.. کفر دیگران را می بینند ولی وقتی نوبت خودشان می رسد، آن را کفر نمی دانند و ناراحت نمی شوند..


 
comment نظرات ()
 
 
فدک فاطمیه در اتش کینه ی وهابیت
نویسنده : pooya andish - ساعت ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱٦
 

چاه های خشکیده، نخل های قطع شده و فضای  ویران، نشانی از کینه های ظالمانه ی وهابیون نسبت به نام مقدس حضرت فاطمه ی زهرا سلام الله علیها

جرم این نخل های خشکیده اینست که <<نخل های  فدک>> هستند و فدک متعلق به حضرت فاطمه سلام الله علیهاست.

تصویر هوایی از شهر فدک (حائط)

www.wikimapia.org

تصویر دلخراش از منطقه ی فدک قلب دوستان حضرت فاطمه ی زهرا را می شکند و اشکشان را جاری می سازد.

مسجد حضرت فاطمه سلام الله علیها در شهر قدیمی فدک واقع شده و با اینکه قابل استفاده است مورد بی توجهی حکومت وهابیت قرار گرفته است.

نمای داخلی مسجد حضرت فاطمه سلام الله علیها در فدک

 
 

علی ابن اسباط میگوید: زمانیکه امام موسی کاظم سلام الله علیه دیدند مهدی عباسی رد مظالم می کند و حقوق غصب شده را به صاحبان حق بر می گرداند، به مهدی عباسی فرمودند :

- چرا حق غصب شده ی ما را بر نمی گردانی؟

مهدی عباسی گفت:

-  حق شما چیست؟

حضرت فرمودند:

- فدک.

مهدی عباسی گفت:

- حد آن را برای من مشخص کنید تا آن را به شما برگردانم.

حضرت فرمودند:

- حد اول آن کوه احد و حد دیگرش عدیش مصر، حد سوم آن سیف البحر و حد آخرش دومه الجندل است.

مهدی عباسی با تعجب پرسید:

- تمام اینها؟

حضرت پاسخ دادندد:

- بله.

یعنی حضرت موسی بن جعفر سلام الله علیه به مهدی عباسی فهماند که:

غصب فدک برابر بود  با غصب خلافت رسول الله  و اگر کسی بخواهد فدک را بر گرداند باید خلافت بر تمام سرزمین های اسلامی را برگرداند.(1)

ابوبکر با جعل حدیث از پیامبر، فدک را از تصرف جبهه ی امام علی ع به در آورد و با توجه به وسعت عظیم و درآمد بسیار زیاد فدک جبهه ی امام علی ع را تضعیف کرد و از نظر اقتصادی آن ها را در مضیقه گذاشت. جالب است بدانید ابوبکر با جعل حدیث ( نحن معاشر الانبیاء لا نورث) فدک را به ظلم از مالکیت حضرت فاطمه خارج کرد در حالی که در آن زمان فقط او و عمر این حدیث را از پیامبر شنیده بودند!! حضرت در مقابل او به آیاتی از قرآن استدلال کرد ولی وای به روزی که جهل و قصاوت به هم در آمیزد. ابوبکرامروز در بیت پیامبر مدفون است. انگار موقع دفن این آقا هیچ کس یادش نمی آمد که پیامبر گفت:

نحن معاشر الانبیاء لا نورث

ما گروه انبیاء ارث نمی گذاریم.

(1)   کافی جلد 1 ص 543 ، بحار الانوار جلد 48 ص 156، عوالم العلوم فاطمه الزهرا جلد 2 ص 773


 
comment نظرات ()
 
 
به کدامین گناه کشته شدند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نویسنده : pooya andish - ساعت ۱:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٢٩
 

30 نفر شهید و 55 نفر مجروح

جلال سیاح معاون امنیتی و انتظامی استانداری سیستان و بلوچستان در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) اظهار کرد: ساعت 10:35 امروز دو نفر به قصد انجام عملیات انتحاری برای ورود به مسجد امام حسین (ع) تلاش کردند که این تلاش آنان بی‌نتیجه می‌ماند.

وی افزود: بعد از ناکامی یک نفر از آنان اقدام به انفجار در بین مردم در میدان فرمانداری این شهرستان می‌کند که بر اثر آن 30 نفر شهید و 55 نفر مجروح شدند.

وی ادامه داد: حال تعدادی از مجروحین وخیم است. احتمال افزایش تعداد شهدای این حادثه تروریستی وجود دارد.

معاون امنیتی و انتظامی استانداری سیستان و بلوچستان اظهار کرد: فرد دیگری که تلاش کرد، تا خودش را در بین مردمی که در حال کمک به مصدومان بودند و ماموران نیروی انتظامی منفجر کند، توسط نیروی انتظامی به هلاکت ‌رسید.

وی افزود: تعدادی از شهدا از برادران اهل سنت بودند و تاکنون نیز هیچ فردی در این زمینه دستگیر نشده است.

بلافاصله پس از این جنایت تروریستی شورای تامین استان سیستان و بلوچستان برای برسی این موضوع تشکیل جلسه داد و تلاش‌ها برای بررسی حادثه آغاز شد.

بمب‌گذاری در میان دسته‌جات عزاداری و سینه‌زنی

علی عبداللهی معاون امنیتی انتظامی وزیر کشور در ساعات اولیه این حادثه به ایسنا گفت: انفجار رخ داده در چابهار یک عملیات تروریستی انتحاری بوده است و دو نفر این عملیات را انجام دادند.

وی اظهار کرد: این عملیات تروریستی بین ساعت 10 تا 10 و30 دقیقه صبح روز تاسوعا در میدان فرمانداری شهر چابهار در میان دسته‌جات عزاداری و سینه‌زنی رخ داده است.

وی همچنین درباره عاملین این انفجار گفت: یکی از عاملین این حادثه طی این عملیات انتحاری کشته شد و با توجه به مراقبت‌هایی که صورت ‌گرفت یکی از آن‌ها مورد شناسایی و هدف قرار گرفت و نتوانست عملیات خود را به انجام برساند.

معاون امنیتی انتظامی وزیر کشور همچنین تاکید کرد: ما در حال بررسی‌های بیشتر در خصوص این حادثه هستیم.

احتمال دخالت باقی‌مانده گروهک تروریستی ریگی در این جنایت

برخی گزارش‌ها حاکی از احتمال دخالت باقی‌مانده گروهک تروریستی ریگی در این جنایت است.

این خبر ساعتی پیش از سوی شبکه خبری العربیه اعلام شد.

احتمال ردپای وهابیون در حادثه

نماینده مردم زاهدان نیز با ابراز تاسف از دو انفجار صبح روز چهارشنبه در جمع هیات عزاداران حسینی (ع) در شهرستان چابهار عوامل این دو انفجار را دو فرد وهابی معرفی کرد.

حسین‌علی شهریاری در گفت‌وگو با ایسنا اظهار کرد: بر اساس اطلاعات محلی عامل این دو انفجار دو فرد وهابی بودند و ظاهرا با این اعتقاد که با کشتن شیعیان بهشت برای‌شان تضمین می‌شود! دست به این اقدام وحشیانه و تروریستی زدند.

سازمان‌های اطلاعاتی انگلیس و آمریکا حامی جنایت اخیر چابهار هستند

هم‌چنین رییس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس به ایسنا گفت: تجربه حوادث گذشته اثبات کرده است که سازمان‌های اطلاعاتی انگلیس و آمریکا پشت سر جنایاتی نظیر جنایت صبح روز چهارشنبه چابهار قرار دارند.

علاءالدین بروجردی اظهار کرد: جمهوری اسلامی ایران امروز با یک پدیده پیچیده امنیتی مواجه است.

وی خاطرنشان کرد: وزیر کشور به عنوان رییس شورای امنیت کشور و مسوول حفظ امنیت مردم باید به کمک ارگان‌های اطلاعاتی و امنیتی به ویژه وزارت اطلاعات، سپاه پاسداران و ناجا متناسب با پیچیدگی این پدیده برنامه‌ریزی کند.

وی هم‌چنین تاکید کرد: باید با جدیت و قاطعیت بیشتری در این زمینه عمل کنیم به ویژه این‌که به دلیل صعب ‌العبور بودن بخش‌های وسیعی از نوار مرزی موفق به انسداد مرزها نشده‌ایم. منشاء حوادثی نظیر انفجارهای چابهار خارج از مرزهای کشور است.

رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس با محکوم کردن این جنایت و عرض تسلیت به خانواده شهداء و مجروحان این حوادث ابراز امیدواری کرد که دستگاه‌های مسوول هرچه سریع‌تر عوامل جنایت‌های جدید را به سزای عمل‌شان برسانند.

آخرین آمار شهدا و مجروحان

مدیرکل پزشکی قانونی سیستان و بلوچستان از شهید شدن یک کودک خردسال و سه زن در حادثه تروریستی شهرستان چابهار به ایسنا خبر داد.

فریبرز آیتی اظهار کرد: 23 تن از شهدای حادثه تروریستی شهرستان چابهار شناسایی شدند.

وی ادامه داد: شهدای حادثه صبح امروز شامل:«محمد وطن‌خواه»، «غلامرضا خسروی»، «عزیز اسفند تاج»، «غلامرضا قاسمی»، «گل محمد فرهمند»، «غلامرضا میرزایی»، «رجبعلی بردبار»، «اکبر کوهکن»، «علیرضا خواه»، «عبدالله آرش»، «مسلم تابخیز»، «مسعود منصوری»، «منصور موذن»، «محسن کیخا»، «رضا حسین پور صنعتی»، «محمد رضایی»، «احمد چهار دیواری»، «مصطفی کوهکن»، «عرفان کتری»، و خانم‌ها «ربابه رستمی»، «نسترن خسروی» و «سکینه سندگل» و کودک خردسال «اثنی پردل»می‌شود.

همچنین دکتر راشدی رییس مرکز مدیریت و حوادث و فوریت‌های پزشکی زاهدان نیز به خبرنگار ایسنا، گفت: تعداد شهدا به 32 نفر رسیده و در حال حاضر هم 82 نفر مجروح در بیمارستان‌های شهرستان چابهار بستری هستند.

وی افزود: تمام اکیپ‌های درمانی و بیمارستانی و مراکز بهداشتی در حال آماده‌باش هستند و مجروحان به نحو احسنت خدمات‌دهی خواهند شد.

سیدعلی باطنی فرماندار شهرستان چابهار نیز به ایسنا گفت: تمامی امکانات پزشکی – درمانی شهرستان چابهار برای خدمات‌دهی به مجروحان حادثه بسیج شده‌اند و کمک‌های بهداشتی که از سایر شهرستان‌ها درخواست شده در حال رسیدن هستند.
اشاره الجزیره به عاملان اصلی عملیات تروریستی چابهار
شبکه تلویزیونی الجزیره در خبری تلویحا به دست داشتن آمریکا و رژیم صهیونیستی در اقدام تروریستی علیه مردم چابهار در روزتاسوعای حسینی اشاره کرد.










شبکه تلویزیونی الجزیره قطر ضمن مخابره خبر انفجار دو بمب در شهر چابهار و شهید و مجروح شدن ده ها تن از مردم گفت:
چابهار، بندری در دورترین نقطه جنوب شرقی ایران است و احمدی نژاد رییس جمهور ایران در سفر هفته گذشته خود قول داد آن را به بندری اقتصادی و مهم برای مردم تبدیل کند.
خبرنگار الجزیره گفت: بندر چابهار که در نزدیکی دریای عمان است اهمیت زیادی دارد.
عوامل مرتبط با شبکه های جاسوسی سیا و موساد بارها برای مقابله با الگوی ایرانی - اسلامی پیشرفت در استان سیستان و بلوچستان دست به اقدامات تروریستی و کشتار مردم زده اند.
مقام های امنیتی آمریکایی و رژیم صهیونستی ایجاد ناآرامی بین اقوام ایرانی به خصوص شیعه و سنی را هرگز در اظهارات و برنامه های خود پنهان نکرده اند و به صراحت از آن سخن می گویند.
بندر چابهار یکی از منطقه راهبردی برای کریدور شمال - جنوب محسوب می شود.

 

 

همه ی اینها را بگذارید کنار حمایت رذیلانه مدعیان حقوق بشر از یک زن فاسد که همسر خود را به فجیع ترین شکلی کشته است

کجاست حقوق بشر؟؟؟؟؟!!!!!


 
comment نظرات ()
 
 
آشنایی با عقاید اهل سنت در رد وهابیت
نویسنده : pooya andish - ساعت ٧:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٩
 

 

آشنایی با عقاید اهل سنت در رد وهابیت

 


 
comment نظرات ()